خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن بیانگر احساسات شاعر نسبت به عشق و وفاداری است. شاعر از شکست عهد توسط معشوق و تحمل جور او سخن میگوید، اما همچنان به عشق و وفاداری خود پایبند است. او از روزهای خوش گذشته و ارزش شبهای وصل یاد میکند و آرزوی بازگشت معشوق را دارد.
این متن حاوی مفاهیم عمیق عاطفی و عاشقانه است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از زبان و اصطلاحات شعر کلاسیک فارسی نیاز به سطحی از بلوغ فکری و ادبی دارد که معمولاً در سنین بالاتر وجود دارد.
غزل ۳۸۰ - عهد بشکستی و من بر سر پیمان بودم
عهد بشکستی و من بر سر پیمان بودم
شاکر نعمت و پرورده احسان بودم ۱
چه کند بنده که بر جور تحمل نکند
بار بر گردن و سر بر خط فرمان بودم ۲
خار عشقت نه چنان پای نشاط آبله کرد
که سر سبزه و پروای گلستان بودم ۳
روز هجرانت بدانستم قدر شب وصل
عجب ار قدر نبود آن شب و نادان بودم ۴
گر به عقبی درم از حاصل دنیا پرسند
گویم آن روز که در صحبت جانان بودم ۵
که پسندد که فراموش کنی عهد قدیم
به وصالت که نه مستوجب هجران بودم ۶
خرم آن روز که بازآیی و سعدی گوید
آمدی وه که چه مشتاق و پریشان بودم ۷
شاکر نعمت و پرورده احسان بودم ۱
چه کند بنده که بر جور تحمل نکند
بار بر گردن و سر بر خط فرمان بودم ۲
خار عشقت نه چنان پای نشاط آبله کرد
که سر سبزه و پروای گلستان بودم ۳
روز هجرانت بدانستم قدر شب وصل
عجب ار قدر نبود آن شب و نادان بودم ۴
گر به عقبی درم از حاصل دنیا پرسند
گویم آن روز که در صحبت جانان بودم ۵
که پسندد که فراموش کنی عهد قدیم
به وصالت که نه مستوجب هجران بودم ۶
خرم آن روز که بازآیی و سعدی گوید
آمدی وه که چه مشتاق و پریشان بودم ۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۳۷۹ - آمدی وه که چه مشتاق و پریشان بودم
گوهر بعدی:غزل ۳۸۱ - دو هفته میگذرد کان مه دوهفته ندیدم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.