خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر در این شعر از عشق و فداکاری خود سخن میگوید. او از تلاشها و رنجهایش برای جلب توجه معشوق میگوید و بیان میکند که با وجود همه سختیها، همچنان عاشق و وفادار است. او از نادیده گرفته شدن توسط معشوق شکایت میکند اما همچنان امیدوار است که مورد لطف و توجه قرار گیرد.
این شعر به دلیل مفاهیم عمیق عشق، فداکاری و احساسات پیچیده، بیشتر مناسب نوجوانان و بزرگسالان است که میتوانند این مفاهیم را درک کنند و با آن ارتباط برقرار کنند. کودکان ممکن است در درک این مفاهیم دچار مشکل شوند.
غزل ۳۷۸ - من با تو نه مرد پنجه بودم
من با تو نه مرد پنجه بودم
افکندم و مردی آزمودم ۱
دیدم دل خاص و عام بردی
من نیز دلاوری نمودم ۲
در حلقه کارزارم انداخت
آن نیزه که حلقه میربودم ۳
انگشت نمای خلق بودم
و انگشت به هیچ برنسودم ۴
عیب دگران نگویم این بار
کاندر حق خویشتن شنودم ۵
گفتم که برآرم از تو فریاد
فریاد که نشنوی چه سودم ۶
از چشم عنایتم مینداز
کاول به تو چشم برگشودم ۷
گر سر برود فدای پایت
مرگ آمدنیست دیر و زودم ۸
امروز چنانم از محبت
کآتش به فلک رسید و دودم ۹
وان روز که سر برآرم از خاک
مشتاق تو همچنان که بودم ۱۰
افکندم و مردی آزمودم ۱
دیدم دل خاص و عام بردی
من نیز دلاوری نمودم ۲
در حلقه کارزارم انداخت
آن نیزه که حلقه میربودم ۳
انگشت نمای خلق بودم
و انگشت به هیچ برنسودم ۴
عیب دگران نگویم این بار
کاندر حق خویشتن شنودم ۵
گفتم که برآرم از تو فریاد
فریاد که نشنوی چه سودم ۶
از چشم عنایتم مینداز
کاول به تو چشم برگشودم ۷
گر سر برود فدای پایت
مرگ آمدنیست دیر و زودم ۸
امروز چنانم از محبت
کآتش به فلک رسید و دودم ۹
وان روز که سر برآرم از خاک
مشتاق تو همچنان که بودم ۱۰
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۳۷۷ - شکست عهد مودت نگار دلبندم
گوهر بعدی:غزل ۳۷۹ - آمدی وه که چه مشتاق و پریشان بودم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.