خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این شعر عاشقانه و عرفانی، بیانگر احساسات شاعر نسبت به معشوق است. شاعر از عشق و دلبستگی خود میگوید و از رنجهای عشق و نیاز به وصال سخن میراند. او از زیباییهای معشوق و تأثیر آن بر خود سخن میگوید و در نهایت، به عظمت عشق و نیاز به معشوق اشاره میکند.
متن دارای مفاهیم عمیق عاشقانه و عرفانی است که درک آنها ممکن است برای سنین پایینتر دشوار باشد. همچنین، برخی از اصطلاحات و تشبیهات به سطحی از بلوغ فکری نیاز دارند.
شماره ۴۶۶ - منم و دو چشم روشن برخ تو باز کردن
منم و دو چشم روشن برخ تو باز کردن
ز نعیم هر دو عالم در دل فراز کردن ۱
قدمی بهستی خود زدنست، قصه کوته
بخیال کعبه تا کی ره خود دراز کردن ۲
چو تو صبح و شام خوانی بحریم وصل ما را
چه ضرورتست ازین در سفر حجاز کردن ۳
تو گلی و من زبویت چو نسیم صبحگاهی
بچه رو توانم ای گل ز تو احتراز کردن ۴
قدمی به دیده ام نه که بود نشان دولت
بسر نیازمندان گذری بناز کردن ۵
چه عنایتست یا رب ز پی هزار غمزه
گرهی ز طاق ابرو بکرشمه باز کردن ۶
چو زر از خیال لعلت منم و دلی پر آتش
نفسی بزرد رویی زدن و گداز کردن ۷
بنعیم هر دو عالم نکند بدل فغانی
نظری بنازنینی ز سر نیاز کردن ۸
ز نعیم هر دو عالم در دل فراز کردن ۱
قدمی بهستی خود زدنست، قصه کوته
بخیال کعبه تا کی ره خود دراز کردن ۲
چو تو صبح و شام خوانی بحریم وصل ما را
چه ضرورتست ازین در سفر حجاز کردن ۳
تو گلی و من زبویت چو نسیم صبحگاهی
بچه رو توانم ای گل ز تو احتراز کردن ۴
قدمی به دیده ام نه که بود نشان دولت
بسر نیازمندان گذری بناز کردن ۵
چه عنایتست یا رب ز پی هزار غمزه
گرهی ز طاق ابرو بکرشمه باز کردن ۶
چو زر از خیال لعلت منم و دلی پر آتش
نفسی بزرد رویی زدن و گداز کردن ۷
بنعیم هر دو عالم نکند بدل فغانی
نظری بنازنینی ز سر نیاز کردن ۸
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۴۶۵ - بمن هر کس که روزی یار شد دامن کشید از من
گوهر بعدی:شماره ۴۶۷ - روز از روز زبونتر کندم گردون بین
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.