خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر در این متن از رهایی از قید و بندهای عقل و خرد و تسلیم شدن در برابر عشق و جنون میگوید. او از شکستن پیمانها و سوگندها سخن میگوید و بیان میکند که به دنبال عشق و مستی، از هنجارهای اجتماعی و انتظارات مردم دور شده است. شاعر همچنین به تلخیهای زندگی اشاره میکند اما با این حال، در بندگی عشق و مستی، توبهاش را شکسته است.
متن حاوی مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، اشاره به مستی و شکستن پیمانها ممکن است برای گروههای سنی پایینتر مناسب نباشد.
شماره ۴۰۳ - ما نخل خرد از بن و پیوند شکستیم
ما نخل خرد از بن و پیوند شکستیم
آشوب جنون تند شد و بند شکستیم ۱
کاری نشد از پیش بترک می و ساقی
پیمانه بیارید که سوگند شکستیم ۲
رفتیم به دیوانگی عشق جوانان
هنگامه ی پیران خردمند شکستیم ۳
چشم طمع از فایده ی خلق گرفتیم
در کنج ملامت دل خورسند شکستیم ۴
تلخی نشنیدیم هم از ساقی مجلس
هر چند که پیشش شکر و قند شکستیم ۵
در بندگی خواجه قدح نوش فغانی
کاین توبه بانعام خداوند شکستیم ۶
آشوب جنون تند شد و بند شکستیم ۱
کاری نشد از پیش بترک می و ساقی
پیمانه بیارید که سوگند شکستیم ۲
رفتیم به دیوانگی عشق جوانان
هنگامه ی پیران خردمند شکستیم ۳
چشم طمع از فایده ی خلق گرفتیم
در کنج ملامت دل خورسند شکستیم ۴
تلخی نشنیدیم هم از ساقی مجلس
هر چند که پیشش شکر و قند شکستیم ۵
در بندگی خواجه قدح نوش فغانی
کاین توبه بانعام خداوند شکستیم ۶
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۴۰۲ - مست گشتم سر ز قید هوشیاران می برم
گوهر بعدی:شماره ۴۰۴ - ما بهر ساقیان دل فرزانه سوختیم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.