خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر در این شعر از نرسیدن به آرزوها و وصلت معشوق شکایت میکند. او احساس میکند که با وجود تلاشهای فراوان، هرگز به خواستههایش نمیرسد و دردی عمیق در دل دارد. همچنین، از بیاعتنایی معشوق و عدم بهبود دردهایش مینالد.
محتوا شامل مفاهیم عمیق عاشقانه، ناامیدی و دردهای روحی است که درک آن برای سنین پایین ممکن است دشوار باشد. همچنین، برخی از مضامین مانند مرگ و رنجهای عاطفی برای نوجوانان کمسنوسال مناسب نیست.
شماره ۳۹۱ - هرگز به وصلت ای گل رعنا نمی رسم
هرگز به وصلت ای گل رعنا نمی رسم
جایی رسیده یی که من آنجا نمی رسم ۱
خارم که دورم از شرف دستبوس گل
گردم که سالها به ته پا نمی رسم ۲
بی آبیم بکشت و کسی خضر ره نشد
جان دادم و بجای مسیحا نمی رسم ۳
با هر که دم زدم جگرم پاره می کند
هرگز بهمدمی من شیدا نمی رسم ۴
صد نخل آرزو ز دلم سر زند و لیک
هرگز بمنتهای تمنا نمی رسم ۵
بهر تو داغ داغم و مرهم نمی نهی
درد تو دارم و به مداوا نمی رسم ۶
همچون فغانیم نفسی مانده است و بس
دریاب امشبم که به فردا نمی رسم ۷
جایی رسیده یی که من آنجا نمی رسم ۱
خارم که دورم از شرف دستبوس گل
گردم که سالها به ته پا نمی رسم ۲
بی آبیم بکشت و کسی خضر ره نشد
جان دادم و بجای مسیحا نمی رسم ۳
با هر که دم زدم جگرم پاره می کند
هرگز بهمدمی من شیدا نمی رسم ۴
صد نخل آرزو ز دلم سر زند و لیک
هرگز بمنتهای تمنا نمی رسم ۵
بهر تو داغ داغم و مرهم نمی نهی
درد تو دارم و به مداوا نمی رسم ۶
همچون فغانیم نفسی مانده است و بس
دریاب امشبم که به فردا نمی رسم ۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۳۹۰ - مرا که دل نگذارد که بیتو آب خورم
گوهر بعدی:شماره ۳۹۲ - شب آمد هر کسی را روی در کاشنه یی یابم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.