خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر در این متن از درد فراق و عشق ناگسستنی خود میگوید. او از شمع یاد میکند و از سوختن خود در آتش عشق سخن میگوید. دلش از غم عشق پر از قطرههای خون است و نمیتواند بدون غم عشق نفس بکشد. او چشم از دنیا بسته و تنها به یاد معشوق است. در شب هجران، از آه و فغان میپرهیزد زیرا خود را در آتش عشق سوخته میداند.
متن حاوی مفاهیم عمیق عاشقانه و غمانگیز است که درک آنها نیاز به بلوغ عاطفی و تجربهی زندگی دارد. همچنین، استفاده از استعارهها و نمادهای پیچیده ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد.
شماره ۳۸۷ - بیتو شامی که چراغ طرب افروخته ام
بیتو شامی که چراغ طرب افروخته ام
یاد از شمع رخت کرده ام و سوخته ام ۱
چاک خواهد شدن آخر دل من همچو انار
زین همه قطره ی خون کز غمت اندوخته ام ۲
نتواند نفسی بود دلم بی غم عشق
چه توان کرد چنین هم خودش آموخته ام ۳
نه ز خوابست دمی گر نگشایم دیده
بی رخ خوب تو از غیر نظر دوخته ام ۴
در شب هجر مکش آه فغانی بسرم
که من دلشده از آتش خود سوخته ام ۵
یاد از شمع رخت کرده ام و سوخته ام ۱
چاک خواهد شدن آخر دل من همچو انار
زین همه قطره ی خون کز غمت اندوخته ام ۲
نتواند نفسی بود دلم بی غم عشق
چه توان کرد چنین هم خودش آموخته ام ۳
نه ز خوابست دمی گر نگشایم دیده
بی رخ خوب تو از غیر نظر دوخته ام ۴
در شب هجر مکش آه فغانی بسرم
که من دلشده از آتش خود سوخته ام ۵
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۳۸۶ - دلم پیاله ی خون جام لاله گون چکنم
گوهر بعدی:شماره ۳۸۸ - ببویت صبحدم گریان بگلگشت چمن رفتم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.