خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر در این شعر از درد جدایی، ناامیدی از وعدههای شکسته شده و رنج عشق ناکام میگوید. او با بیان احساسات عمیق خود، از رفتن و فراموش شدن مینالد و آرزو میکند که کاش این درد پنهان را با مرگ به پایان میرساند.
متن دارای مضامین عاطفی عمیق و غمانگیز است که درک آن نیاز به بلوغ عاطفی و تجربهی زندگی دارد. همچنین، استفاده از استعارهها و اصطلاحات شعری ممکن است برای مخاطبان جوانتر دشوار باشد.
شماره ۳۸۲ - از کوی تو چون باد بر آشفتم و رفتم
از کوی تو چون باد بر آشفتم و رفتم
گردی ز دل مدعیان رفتم و رفتم ۱
خون بسته دلم ته بته از داغ جدایی
ایگل ز تماشای تو نشکفتم و رفتم ۲
ای کاش که می مردم و معلوم نمی شد
این درد نهان تو که بنهفتم و رفتم ۳
آن وعده ی ناچار که صد بار شکستی
یکبار دگر از تو پذیرفتم و رفتم ۴
خوار آمده زانکوی بیاد آرم و سوزم
آن پند نکوخواه که نشنفتم و رفتم ۵
خالی نگذاری سر تابوت فغانی
ای نخل خرامان، سخنی گفتم و رفتم ۶
گردی ز دل مدعیان رفتم و رفتم ۱
خون بسته دلم ته بته از داغ جدایی
ایگل ز تماشای تو نشکفتم و رفتم ۲
ای کاش که می مردم و معلوم نمی شد
این درد نهان تو که بنهفتم و رفتم ۳
آن وعده ی ناچار که صد بار شکستی
یکبار دگر از تو پذیرفتم و رفتم ۴
خوار آمده زانکوی بیاد آرم و سوزم
آن پند نکوخواه که نشنفتم و رفتم ۵
خالی نگذاری سر تابوت فغانی
ای نخل خرامان، سخنی گفتم و رفتم ۶
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۳۸۱ - زرشک همدمانش بسکه جوشد هر نفس خونم
گوهر بعدی:شماره ۳۸۳ - خوش آن حالت که در روی گلی نظاره می کردم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.