خلاصه و رده‌بندی سنی 16+

این شعر از سعدی، شاعر بزرگ فارسی، بیانگر مفاهیمی مانند عشق، آزادی، و بی‌اعتنایی به نام و ننگ است. شاعر در این شعر از عشق و سوز درونی خود سخن می‌گوید و تأکید می‌کند که تنها کسانی که در آتش عشق سوخته‌اند، می‌توانند عمق این احساس را درک کنند. همچنین، او از آزادی و بی‌قیدی نسبت به قید و بندهای دنیوی سخن می‌گوید و نشان می‌دهد که برای او نام و ننگ اهمیتی ندارد.

این شعر حاوی مفاهیم عمیق و فلسفی است که ممکن است برای کودکان و نوجوانان کم‌سن‌وسال قابل درک نباشد. همچنین، برخی از مفاهیم مانند عشق و بی‌اعتنایی به نام و ننگ نیاز به تجربه و بلوغ فکری دارد که معمولاً در سنین بالاتر حاصل می‌شود.

مشاهده کامل

غزل ۳۶۰ - شمع بخواهد نشست بازنشین ای غلام

شمع بخواهد نشست بازنشین ای غلام
روی تو دیدن به صبح روز نماید تمام ۱

مطرب یاران برفت ساقی مستان بخفت
شاهد ما برقرار مجلس ما بردوام ۲

بلبل باغ سرای صبح نشان می‌دهد
وز در ایوان بخاست بانگ خروسان بام ۳

ما به تو پرداختیم خانه و هرچ اندر اوست
هر چه پسند شماست بر همه عالم حرام ۴

خواهیم آزاد کن خواه قویتر ببند
مثل تو صیاد را کس نگریزد ز دام ۵

هر که در آتش نرفت بی‌خبر از سوز ماست
سوخته داند که چیست پختن سودای خام ۶

اولم اندیشه بود تا نشود نام زشت
فارغم اکنون ز سنگ چون بشکستند جام ۷

سعدی اگر نام و ننگ در سر او شد چه شد
مرد ره عشق نیست که‌ش غم ننگ است و نام ۸
کانال گوهرین در ایتا
این گوهر را بشنوید

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۳۵۹ - ساقیا می ده که مرغ صبح بام
گوهر بعدی:غزل ۳۶۱ - ماه چنین کس ندید خوش سخن و کش خرام
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.