خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این شعر بیانگر احساسات عمیق و آشفتهی شاعر است که از عشق و درد دوری رنج میبرد. او با تصاویر زیبایی مانند پروانه، شمع، گل و سرو، احساسات خود را به تصویر میکشد و از نالهها و سوز درونی خود میگوید. شاعر به دنبال آرامش و درمانی برای دردهای خود است، اما گویی این آرامش را تنها در جای دیگری میتواند بیابد.
متن دارای مضامین عاطفی عمیق و پیچیده است که درک آن برای سنین پایینتر ممکن است دشوار باشد. همچنین، استفاده از استعارهها و نمادهای شعری نیاز به سطحی از بلوغ فکری و تجربهی عاطفی دارد.
شماره ۳۱۴ - باز این دل دیوانه را افتاده سودای دگر
باز این دل دیوانه را افتاده سودای دگر
وز ناله در هر کشوری افگنده غوغای دگر ۱
از شمع دولتخانه یی سوزم بهر کاشانه یی
هر لحظه چون پروانه یی در آتشم جای دگر ۲
شد جان غم پرورد من دور از مه شبگرد من
بهر علاج درد من باید مسیحای دگر ۳
نی تاب من در گلشنی نی طاقتم در مسکنی
سوزم بکنج گلخنی هر دم ز سودای دگر ۴
از لاله سرپیچیده ام دامن چو گل در چیده ام
زان رو که جایی دیده ام رخسار زیبای دگر ۵
با سرو خود پیوسته ام وز بار طوبی رسته ام
چون غنچه دل در بسته ام بر نخل بالای دگر ۶
جان فغانی در قفس می سوزد از داغ هوس
وز ناله ی او هر نفس شوری بمأوای دگر ۷
وز ناله در هر کشوری افگنده غوغای دگر ۱
از شمع دولتخانه یی سوزم بهر کاشانه یی
هر لحظه چون پروانه یی در آتشم جای دگر ۲
شد جان غم پرورد من دور از مه شبگرد من
بهر علاج درد من باید مسیحای دگر ۳
نی تاب من در گلشنی نی طاقتم در مسکنی
سوزم بکنج گلخنی هر دم ز سودای دگر ۴
از لاله سرپیچیده ام دامن چو گل در چیده ام
زان رو که جایی دیده ام رخسار زیبای دگر ۵
با سرو خود پیوسته ام وز بار طوبی رسته ام
چون غنچه دل در بسته ام بر نخل بالای دگر ۶
جان فغانی در قفس می سوزد از داغ هوس
وز ناله ی او هر نفس شوری بمأوای دگر ۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۳۱۳ - خط گرد خال آن لب میگون زیاده تر
گوهر بعدی:شماره ۳۱۵ - کار ما جز نامرادی نیست دور از وصل یار
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.