خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن شعری عاشقانه و عرفانی است که از مفاهیمی مانند عشق، جدایی، درد، و زیباییهای طبیعت استفاده میکند. شاعر از احساسات درونی خود سخن میگوید و به مضامینی مانند عشق نافرجام، گذر زمان، و تأملات فلسفی اشاره میکند.
متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه است که درک آن ممکن است برای مخاطبان کمسنوسال دشوار باشد. همچنین، برخی از اشارات فلسفی و انتزاعی موجود در شعر نیاز به سطحی از بلوغ فکری دارد.
شماره ۲۸۵ - نسوزیم که گل این چراغ می ماند
نسوزیم که گل این چراغ می ماند
غبار می رود از پیش و داغ می ماند ۱
چو از قبای خودم نکهتی نمی بخشی
مگو که این سخنم در دماغ می ماند ۲
زهی صفای بناگوش و قطره های عرق
که هر یکی بدر شبچراغ می ماند ۳
چمن شکفت عجب دارم از مهندس شهر
که صوفیانه بکنج فراغ می ماند ۴
فسانه ی تر احباب و قول باطل خصم
بجلوه کردن سیمرغ و زاغ می ماند ۵
خوش آن حریف که چون سر نهد بپای قدح
ز باده اش قدری در ایاغ می ماند ۶
چنان شدست فغانی ز بوی باده و گل
که شب بیاد تو در کنج باغ می ماند ۷
غبار می رود از پیش و داغ می ماند ۱
چو از قبای خودم نکهتی نمی بخشی
مگو که این سخنم در دماغ می ماند ۲
زهی صفای بناگوش و قطره های عرق
که هر یکی بدر شبچراغ می ماند ۳
چمن شکفت عجب دارم از مهندس شهر
که صوفیانه بکنج فراغ می ماند ۴
فسانه ی تر احباب و قول باطل خصم
بجلوه کردن سیمرغ و زاغ می ماند ۵
خوش آن حریف که چون سر نهد بپای قدح
ز باده اش قدری در ایاغ می ماند ۶
چنان شدست فغانی ز بوی باده و گل
که شب بیاد تو در کنج باغ می ماند ۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۲۸۴ - ساقی بیا که روز برفتن شتاب کرد
گوهر بعدی:شماره ۲۸۶ - امروز صفای دلم از سیمتنی بود
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.