خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر در این متن از درد عشق و ناکامیهای خود میگوید. او احساس میکند که با طالع بدی روبرو شده و تلاشهایش بیثمر مانده است. عشق او را دیوانه کرده و پند دیگران برایش سودی ندارد. او از جفا و رنجهای عشق سوخته اما به مراد دل نرسیده و از مردم سختپسند شکایت دارد.
متن دارای مفاهیم عمیق عاشقانه و ناکامیهای عاطفی است که درک آن برای نوجوانان و بزرگسالان مناسبتر است. همچنین استفاده از استعارهها و اصطلاحات ادبی ممکن است برای کودکان قابل فهم نباشد.
شماره ۲۳۹ - دود برآمد ز دلم چون سپند
دود برآمد ز دلم چون سپند
دور نشد از سر کارم گزند ۱
آه که با طالع بد آمدم
دود سپندم نکند ارجمند ۲
عاشق دیوانه نداند که چیست
طالع فرخنده و بخت بلند ۳
پند مگویید که من عاشقم
نیش زبانم نبود سودمند ۴
سوختم این داغ جفا تا بکی
پخته شدم آتش بیهوده چند ۵
صید مرادی نفتادم بدام
گرچه بهر سوی فگندم کمند ۶
سوخت فغانی و مرادی نیافت
آه از این مردم مشکل پسند ۷
دور نشد از سر کارم گزند ۱
آه که با طالع بد آمدم
دود سپندم نکند ارجمند ۲
عاشق دیوانه نداند که چیست
طالع فرخنده و بخت بلند ۳
پند مگویید که من عاشقم
نیش زبانم نبود سودمند ۴
سوختم این داغ جفا تا بکی
پخته شدم آتش بیهوده چند ۵
صید مرادی نفتادم بدام
گرچه بهر سوی فگندم کمند ۶
سوخت فغانی و مرادی نیافت
آه از این مردم مشکل پسند ۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۲۳۸ - معاذالله گرت با همدمان رغبت زیاد افتد
گوهر بعدی:شماره ۲۴۰ - چه تندی است که سویت نگاه نتوان کرد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.