خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر در این متن از عشق نافرجام و رنجهای ناشی از آن سخن میگوید. او احساس میکند که بدون معشوق، هیچ لذتی در زندگی ندارد و حتی فرشتگان و پریان نیز نمیتوانند او را از این اندوه نجات دهند. شاعر از ناامیدی و درد عشق مینالد و تنها عشق را مایهی تسکین خود میداند.
متن دارای مضامین عاطفی عمیق و پیچیدهای است که درک آن برای مخاطبان زیر 16 سال ممکن است دشوار باشد. همچنین، برخی از مفاهیم مانند ناامیدی و رنج عشق نیاز به بلوغ فکری و عاطفی دارد.
شماره ۲۳۳ - افغان که دل به هیچ مقامم نمی کشد
افغان که دل به هیچ مقامم نمی کشد
کس جرعه یی شراب ز جامم نمی کشد ۱
آزرده ام چنانکه به گلگشت کوی تو
دل هم به اختیار تمامم نمی کشد ۲
دست من و میان تو زین نازکان شهر
چابکتر از تو کس چو بدامم نمی کشد ۳
بیگانه ام ز نقل و شرابی که بی تو است
اندیشه ی حلال و حرامم نمی کشد ۴
دل می برد فرشته و ره می زند پری
رغبت به سوی هیچکدامم نمی کشد ۵
امروز هم به وعده مرو آفتاب من
کاین داغ جانگداز بشامم نمی کشد ۶
این عزتم تمام که در سال و مه کسی
بار دعا و ننگ سلامم نمی کشد ۷
جز عشق خانه سوز فغانی دگر نماند
همصحبتی که ننگ ز نامم نمی کشد ۸
کس جرعه یی شراب ز جامم نمی کشد ۱
آزرده ام چنانکه به گلگشت کوی تو
دل هم به اختیار تمامم نمی کشد ۲
دست من و میان تو زین نازکان شهر
چابکتر از تو کس چو بدامم نمی کشد ۳
بیگانه ام ز نقل و شرابی که بی تو است
اندیشه ی حلال و حرامم نمی کشد ۴
دل می برد فرشته و ره می زند پری
رغبت به سوی هیچکدامم نمی کشد ۵
امروز هم به وعده مرو آفتاب من
کاین داغ جانگداز بشامم نمی کشد ۶
این عزتم تمام که در سال و مه کسی
بار دعا و ننگ سلامم نمی کشد ۷
جز عشق خانه سوز فغانی دگر نماند
همصحبتی که ننگ ز نامم نمی کشد ۸
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۲۳۲ - هوا خوشبوی گشت و مرغ در پرواز می آید
گوهر بعدی:شماره ۲۳۴ - روز گلگشتست و یاران برگ عشرت ساختند
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.