خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر در این شعر از عشق و دلبستگی خود سخن میگوید و بیان میکند که هرگز فکر نمیکرد عشقش به ثمر برسد. او از درد جدایی و رنجهای عشق میگوید و از اینکه عشقش با وجود رقیبان و حسادتها ادامه دارد، ابراز تأسف میکند. در نهایت، شاعر به آرامش نسبی میرسد و توصیه میکند که از زندگی لذت ببریم و به حرف دیگران توجه نکنیم.
این شعر حاوی مفاهیم عمیق عاطفی و فلسفی است که درک آن نیاز به بلوغ فکری و تجربه زندگی دارد. همچنین، برخی از مفاهیم مانند درد جدایی و حسادت ممکن است برای سنین پایینتر قابل درک نباشد.
غزل ۳۴۰ - هر کسی را هوسی در سر و کاری در پیش
هر کسی را هوسی در سر و کاری در پیش
من بیکار گرفتار هوای دل خویش ۱
هرگز اندیشه نکردم که تو با من باشی
چون به دست آمدی ای لقمه از حوصله بیش ۲
این تویی با من و غوغای رقیبان از پس
وین منم با تو گرفته ره صحرا در پیش ۳
همچنان داغ جدایی جگرم میسوزد
مگرم دست چو مرهم بنهی بر دل ریش ۴
باور از بخت ندارم که تو مهمان منی
خیمه پادشه آن گاه فضای درویش ۵
زخم شمشیر غمت را ننهم مرهم کس
طشت زرینم و پیوند نگیرم به سریش ۶
عاشقان را نتوان گفت که بازآی از مهر
کافران را نتوان گفت که برگرد از کیش ۷
منم امروز و تو و مطرب و ساقی و حسود
خویشتن گو به در حجره بیاویز چو خیش ۸
من خود از کید عدو باک ندارم لیکن
کژدم از خبث طبیعت بزند سنگ به نیش ۹
تو به آرام دل خویش رسیدی سعدی
می خور و غم مخور از شنعت بیگانه و خویش ۱۰
ای که گفتی به هوا دل منه و مهر مبند
من چنینم تو برو مصلحت خویش اندیش ۱۱
من بیکار گرفتار هوای دل خویش ۱
هرگز اندیشه نکردم که تو با من باشی
چون به دست آمدی ای لقمه از حوصله بیش ۲
این تویی با من و غوغای رقیبان از پس
وین منم با تو گرفته ره صحرا در پیش ۳
همچنان داغ جدایی جگرم میسوزد
مگرم دست چو مرهم بنهی بر دل ریش ۴
باور از بخت ندارم که تو مهمان منی
خیمه پادشه آن گاه فضای درویش ۵
زخم شمشیر غمت را ننهم مرهم کس
طشت زرینم و پیوند نگیرم به سریش ۶
عاشقان را نتوان گفت که بازآی از مهر
کافران را نتوان گفت که برگرد از کیش ۷
منم امروز و تو و مطرب و ساقی و حسود
خویشتن گو به در حجره بیاویز چو خیش ۸
من خود از کید عدو باک ندارم لیکن
کژدم از خبث طبیعت بزند سنگ به نیش ۹
تو به آرام دل خویش رسیدی سعدی
می خور و غم مخور از شنعت بیگانه و خویش ۱۰
ای که گفتی به هوا دل منه و مهر مبند
من چنینم تو برو مصلحت خویش اندیش ۱۱
این گوهر را بشنوید
خوانش
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۳۳۹ - گردن افراشتهام بر فلک از طالع خویش
گوهر بعدی:غزل ۳۴۱ - گرم قبول کنی ور برانی از بر خویش
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.