خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر در این متن عشق و علاقهی خود را به یار و باده بیان میکند و تأثیر آنها را بر زندگی خود توصیف مینماید. او از جدایی، نالههای عاشقانه، و تأثیر طبیعت و زمان بر احساساتش سخن میگوید.
متن شامل مفاهیم عاشقانه و اشاره به میگساری است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر نامناسب باشد. همچنین، درک عمیقتر اشعار کلاسیک معمولاً به بلوغ فکری بیشتری نیاز دارد.
شماره ۱۵۵ - مرا به باده نه باغ و بهار شد باعث
مرا به باده نه باغ و بهار شد باعث
بهار و باغ چه باشد که یار شد باعث ۱
رسیده بود گل آن سرو چون به باغ آمد
بیار می که یکی از هزار شد باعث ۲
نبود ناله ی مرغ چمن ز جلوه ی گل
لطافت رخ آن گلعذار شد باعث ۳
اگر بمیکده رفتیم عذر ما بپذیر
که باده خوردن ما را بهار شد باعث ۴
گر از تو یکدوسه روزی جدا شدیم مرنج
که گردش فلک و روزگار شد باعث ۵
اگر ز کوی تو رفتم باختیار نبود
فغان و ناله ی بی اختیار شد باعث ۶
بمجلس تو فغانی کشید طعن رقیب
گل وصال تو بر زخم خار شد باعث ۷
بهار و باغ چه باشد که یار شد باعث ۱
رسیده بود گل آن سرو چون به باغ آمد
بیار می که یکی از هزار شد باعث ۲
نبود ناله ی مرغ چمن ز جلوه ی گل
لطافت رخ آن گلعذار شد باعث ۳
اگر بمیکده رفتیم عذر ما بپذیر
که باده خوردن ما را بهار شد باعث ۴
گر از تو یکدوسه روزی جدا شدیم مرنج
که گردش فلک و روزگار شد باعث ۵
اگر ز کوی تو رفتم باختیار نبود
فغان و ناله ی بی اختیار شد باعث ۶
بمجلس تو فغانی کشید طعن رقیب
گل وصال تو بر زخم خار شد باعث ۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۵۴ - دیوانه ام مرا سخن واژگون بسست
گوهر بعدی:شماره ۱۵۶ - دو هفته ییکه حریفی درین سرای سپنج
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.