خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن شعری عاشقانه و غنایی است که در آن شاعر از درد فراق و عشق نافرجام سخن میگوید. او از جدایی معشوق و رنجهای ناشی از آن مینالد و با تصاویر شاعرانه، احساسات خود را بیان میکند. معشوق در این شعر بهعنوان شخصیتی جذاب و قدرتمند توصیف شده است که شاعر علیرغم رنجش، همچنان به او عشق میورزد.
متن دارای مضامین عاشقانه عمیق و احساسات پیچیده است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از استعارهها و تشبیهات پیچیده نیاز به سطحی از بلوغ فکری و ادبی دارد.
شماره ۱۱۰ - ترک من جانب صحرا پی نخجیر شدست
ترک من جانب صحرا پی نخجیر شدست
هر سر موی دگر بر تن من تیر شدست ۱
در دلش هست که چون آب خورد خون مرا
گرچه با من بزبان چون شکر و شیر شدست ۲
بچه انگیز فرود آورم آن شاهسوار
چکنم کار من از چاره و تدبیر شدست ۳
آنچنان کز همه آن ترک سرآمد بجمال
در جهانداری و لشکرشکنی شیر شدست ۴
نگسلد یکسر مو مهر خیالت ز دلم
آه از این رشته ی زنار که زنجیر شدست ۵
همه را سوختی آن لحظه که بر بام شدی
آفتاب تو بیک جلوه جهانگیر شدست ۶
شعله ی آه فغانی نگر و حال مپرس
کز لب تشنه ی او قوت تقریر شدست ۷
هر سر موی دگر بر تن من تیر شدست ۱
در دلش هست که چون آب خورد خون مرا
گرچه با من بزبان چون شکر و شیر شدست ۲
بچه انگیز فرود آورم آن شاهسوار
چکنم کار من از چاره و تدبیر شدست ۳
آنچنان کز همه آن ترک سرآمد بجمال
در جهانداری و لشکرشکنی شیر شدست ۴
نگسلد یکسر مو مهر خیالت ز دلم
آه از این رشته ی زنار که زنجیر شدست ۵
همه را سوختی آن لحظه که بر بام شدی
آفتاب تو بیک جلوه جهانگیر شدست ۶
شعله ی آه فغانی نگر و حال مپرس
کز لب تشنه ی او قوت تقریر شدست ۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۰۹ - ای دل بیا که نوبت مستی گذشته است
گوهر بعدی:شماره ۱۱۱ - تا کی بهانه ات بدل بت پرست ماست
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.