خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن شعری است که در آن شاعر از درد عشق و جدایی مینالد و از رنجهای دلش سخن میگوید. او از جفای معشوق، آتش دل، و غمهایش میگوید و احساس میکند که در کلبهٔ احزان اسیر شده است. با این حال، اشارههایی به زیباییهای طبیعت و بهشت نیز دارد.
متن دارای مضامین عاشقانه و احساسی عمیق است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر نامفهوم یا سنگین باشد. همچنین، برخی از اصطلاحات و مفاهیم بهکاررفته نیاز به درک ادبی و عاطفی بالاتری دارند.
شماره ۹۷ - جفای لاله رخان راحت و فراغ منست
جفای لاله رخان راحت و فراغ منست
هر آنچه داغ بود پیش خلق باغ منست ۱
سزد که آتش دل بر فلک زبانه کشد
ازین هوی که شب و روز در دماغ منست ۲
دلم ربود و در آتش فگند و گفت بناز
دگر کجا رود این صید چون بداغ منست ۳
دلی که طایر بستانسرای جنت بود
بسی شبست که پروانه ی چراغ منست ۴
چو من به کلبه ی احزان شدم خراب چه سود
که بوی پیرهن از دور در سراغ منست ۵
حریف جور نیی دل مده بساقی دور
درین شراب نظر کن که در ایاغ منست ۶
چه عیش و ناز فغانی، نصیب دشمن باد
چنین حضور که در گوشه ی فراغ منست ۷
هر آنچه داغ بود پیش خلق باغ منست ۱
سزد که آتش دل بر فلک زبانه کشد
ازین هوی که شب و روز در دماغ منست ۲
دلم ربود و در آتش فگند و گفت بناز
دگر کجا رود این صید چون بداغ منست ۳
دلی که طایر بستانسرای جنت بود
بسی شبست که پروانه ی چراغ منست ۴
چو من به کلبه ی احزان شدم خراب چه سود
که بوی پیرهن از دور در سراغ منست ۵
حریف جور نیی دل مده بساقی دور
درین شراب نظر کن که در ایاغ منست ۶
چه عیش و ناز فغانی، نصیب دشمن باد
چنین حضور که در گوشه ی فراغ منست ۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۹۶ - بگشا زبان که طبع زبونم گره شدست
گوهر بعدی:شماره ۹۸ - شبست و ما همه جویای می ایاغ کجاست
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.