خلاصه و رده‌بندی سنی 16+

این متن شعری است که از گذر زمان، عشق، رنج‌های عاشقانه و بی‌ثباتی زندگی سخن می‌گوید. شاعر از گذشت بهار زندگی خود، دیوانگی عشق، شکستن دل و بی‌اعتنایی به دنیا می‌گوید. همچنین به مفاهیمی مانند مرگ و فناپذیری زندگی اشاره دارد.

متن شامل مفاهیم عمیق عاشقانه، فلسفی و اشاره به مرگ است که درک آن برای مخاطبان زیر 16 سال ممکن است دشوار باشد. همچنین برخی از مضامین مانند رنج عشق و فناپذیری زندگی برای نوجوانان کم‌سن‌وسال سنگین محسوب می‌شود.

مشاهده کامل

شماره ۸۲ - وقت گلم تمام به آه و فغان گذشت

وقت گلم تمام به آه و فغان گذشت
چون بگذرد خزان که بهارم چنان گذشت ۱

زین انجمن چه دید که بیرون نمی رود
دیوانه یی که از سر کون و مکان گذشت ۲

سهلست اگر کنند ز جامی مضایقه
با دل شکسته یی که تواند ز جان گذشت ۳

بر باد بودی ار نشدی صرف گلرخان
این عمر بی بدل که چو آب روان گذشت ۴

فکر کفن کنید که آن ترک تندخو
تیغی چنان رساند که از استخوان گذشت ۵

گو برفروز چهره و بازار گرم کن
اکنون که عاشق از سر سود و زیان گذشت ۶

فرهاد کار کرد فغانی که از وفا
رسمی چنان نهاد که نتوان ازان گذشت ۷
کانال گوهرین در ایتا
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۸۱ - تویی مراد دو عالم خرد همین دانست
گوهر بعدی:شماره ۸۳ - باده ی صافم خلاص از آب حیوان کرده است
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.