خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این شعر از عشق نافرجام، درد دوری، و ملامتهای عاشقانه سخن میگوید. شاعر از نگاه معشوق، ناتوانی دل در برابر بهانههای او، و بیپاسخ ماندن فریادهایش مینالد. همچنین به رازداری عشق و شکستهای عاطفی اشاره میکند.
محتوا شامل مفاهیم عاطفی عمیق، درد عشق و اندوه است که درک آن برای نوجوانان و بزرگسالان مناسبتر است. همچنین استفاده از استعارههای پیچیده ممکن است برای کودکان قابل فهم نباشد.
شماره ۷۸ - چشمت ز حال ما چو نظر باز می گرفت
چشمت ز حال ما چو نظر باز می گرفت
این شیوه کاشکی هم از آغاز می گرفت ۱
دل از بهانه ی تو زبون شد، چنین بود
چون یا نکته دان سخن ساز می گرفت ۲
فریاد کس نمی شنوی ور نه آه من
می شد چنان بلند که آواز می گرفت ۳
عشقت نهان نماند و ملامت شدم دریغ
آن صبر کو که پرده به صد راز می گرفت ۴
بسیار پشت دست گزید از خیال خام
آن کو ندیده سبب ترا گاز می گرفت ۵
چون آبگینه در دل عاشق شکست خورد
جامی که با تو خانه برانداز می گرفت ۶
نه تلخ باده یی تو فغانی که آن حریف
شکر ز دست غیر به صد ناز می گرفت ۷
این شیوه کاشکی هم از آغاز می گرفت ۱
دل از بهانه ی تو زبون شد، چنین بود
چون یا نکته دان سخن ساز می گرفت ۲
فریاد کس نمی شنوی ور نه آه من
می شد چنان بلند که آواز می گرفت ۳
عشقت نهان نماند و ملامت شدم دریغ
آن صبر کو که پرده به صد راز می گرفت ۴
بسیار پشت دست گزید از خیال خام
آن کو ندیده سبب ترا گاز می گرفت ۵
چون آبگینه در دل عاشق شکست خورد
جامی که با تو خانه برانداز می گرفت ۶
نه تلخ باده یی تو فغانی که آن حریف
شکر ز دست غیر به صد ناز می گرفت ۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۷۷ - طبیبم دید و درمانم ندانست
گوهر بعدی:شماره ۷۹ - خوش آن دمید که در دام روزگار نسوخت
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.