خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این شعر عاشقانه از عشق و دلدادگی سخن میگوید و با استفاده از تصاویر شاعرانه مانند چشمه حیات، زلف پریشان، و آتش سوزان، احساسات عمیق و دیوانگی عاشق را به تصویر میکشد. شاعر از تأثیرات عشق بر دل و جان خود میگوید و از رسوایی و سوزش ناشی از آن سخن میراند.
متن دارای مضامین عاشقانه عمیق و استفاده از استعارههای پیچیده است که درک آن برای مخاطبان جوانتر ممکن است دشوار باشد. همچنین، برخی مفاهیم مانند 'رسوایی' و 'آتش سوزان' نیاز به درکی بالغ از روابط عاطفی دارند.
شماره ۶۵ - دوش جان زندگی از چشمه ی حیوان تو داشت
دوش جان زندگی از چشمه ی حیوان تو داشت
دیده آب دگر از چاه زنخدان تو داشت ۱
دل بسی چاشنی ازچشمه ی نوش تو گرفت
دیده چندین نمک از پسته ی خندان تو داشت ۲
روزگار دل دیوانه برآشفت که دوش
کار با سلسله ی زلف پریشان تو داشت ۳
عشق می خواست که رسوا کند ای خرقه ی تر
دست بر من زد و در آتش سوزان تو داشت ۴
ملک دل خرم و آراسته بی شرکت غیر
شد به قربان خیال تو که فرمان تو داشت ۵
از گل عشق فراهم نشود غنچه ی دل
وین گشادیست که از چاک گریبان تو داشت ۶
بلبلی صبح فغانی غزلی خواند غریب
گریه آورد مگر نسخه ی دیوان تو داشت ۷
دیده آب دگر از چاه زنخدان تو داشت ۱
دل بسی چاشنی ازچشمه ی نوش تو گرفت
دیده چندین نمک از پسته ی خندان تو داشت ۲
روزگار دل دیوانه برآشفت که دوش
کار با سلسله ی زلف پریشان تو داشت ۳
عشق می خواست که رسوا کند ای خرقه ی تر
دست بر من زد و در آتش سوزان تو داشت ۴
ملک دل خرم و آراسته بی شرکت غیر
شد به قربان خیال تو که فرمان تو داشت ۵
از گل عشق فراهم نشود غنچه ی دل
وین گشادیست که از چاک گریبان تو داشت ۶
بلبلی صبح فغانی غزلی خواند غریب
گریه آورد مگر نسخه ی دیوان تو داشت ۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۶۴ - گل گل رخت ز دیده ی نمناک من شکفت
گوهر بعدی:شماره ۶۶ - گل خود روی مرا بوی بنی آدم نیست
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.