این متن به ستایش درویشان و ارزشهای معنوی آنها میپردازد. شاعر بیان میکند که همراهی با درویشان گرچه ممکن است سخت باشد، اما موجب سعادت و برکت است. او از صفات نیکوی درویشان مانند صفای دل، همت بلند و بخشندگی یاد میکند و تأکید دارد که تنها این گروه از احوال معنوی آگاهند. همچنین، شاعر از گناهان خود سخن میگوید اما امیدوار است که نظر لطف درویشان شامل حالش شود.
متن دارای مفاهیم عرفانی و ادبی است که درک آنها به سطحی از بلوغ فکری و آشنایی با ادبیات کلاسیک فارسی نیاز دارد. همچنین، برخی از اصطلاحات و مفاهیم مورد استفاده ممکن است برای مخاطبان جوانتر پیچیده باشد.
شماره ۶۲ - یار را چون هوس صحبت درویشانست
گر قدم رنجه کند دولت درویشانست ۱
جگر پاره و داغ دل خونابه چکان
لاله ی عیش و گل عشرت درویشانست ۲
پای بر چشم فقیران نه و اندیشه مکن
کاین عنایت سبب حرمت درویشانست ۳
می رسد نعمت وصل تو باقبال خیال
هم خیالت که ولینعمت درویشانست ۴
رخ متاب از من درویش که سلطانی حسن
از صفای نظر و همت درویشانست ۵
غیر ازین قوم که آیینه ی احوال همند
کیست کورا خبر از حالت درویشانست ۶
گرچه صد نامه سیه کرد فغانی ز گناه
نظرش بر کرم و رحمت درویشانست ۷
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.