خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این شعر عاشقانه و عرفانی از زبان عاشقی سوخته بیان میشود که از بیاعتنایی معشوق شکایت دارد. شاعر از نبود مرهم بر زخمهایش، طوفان خون شهیدان عشق و کشیده شدن دل به کفر توسط معشوق میگوید. در نهایت، شاعر معشوق را به دلیل بیتفاوتی به نالههایش سرزنش میکند.
مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه، استفاده از استعارههای پیچیده و اشاره به مفاهیمی مانند کفر و شهیدان عشق، درک این شعر را برای مخاطبان زیر 16 سال دشوار میسازد.
شماره ۵۷ - دهی حیات ابد این دم از تو نیست عجب
دهی حیات ابد این دم از تو نیست عجب
به یک کرشمه کشی این هم از تو نیست عجب ۱
ز من که سوخته ام عیش و خرمی عجبست
تو شادزی که دل خرم از تو نیست عجب ۲
هزار بار نمک بر جراحتم زده یی
یکی اگر بنهی مرهم از تو نیست عجب ۳
دگر ز خون شهیدان عشق طوفانست
چنین هزار درین عالم از تو نیست عجب ۴
چنین که در خم زنار می کشی دل ما
بکفر اگر بشود محکم از تو نیست عجب ۵
مدام مست شراب غروری ای خواجه
اگر ز دست دهی خاتم از تو نیست عجب ۶
بر آر ناله فغانی و خون ببار از چشم
تو خانه سوخته یی ماتم از تو نیست عجب ۷
به یک کرشمه کشی این هم از تو نیست عجب ۱
ز من که سوخته ام عیش و خرمی عجبست
تو شادزی که دل خرم از تو نیست عجب ۲
هزار بار نمک بر جراحتم زده یی
یکی اگر بنهی مرهم از تو نیست عجب ۳
دگر ز خون شهیدان عشق طوفانست
چنین هزار درین عالم از تو نیست عجب ۴
چنین که در خم زنار می کشی دل ما
بکفر اگر بشود محکم از تو نیست عجب ۵
مدام مست شراب غروری ای خواجه
اگر ز دست دهی خاتم از تو نیست عجب ۶
بر آر ناله فغانی و خون ببار از چشم
تو خانه سوخته یی ماتم از تو نیست عجب ۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۵۶ - دگرم ز روی ساقی چه گلی شکفت امشب
گوهر بعدی:شماره ۵۸ - من از سوز جگر دارم دل و جان در خطر امشب
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.