خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن شعری است که درد و رنج عاشقانه، ناپایداری زندگی، و میل به فراموشی دردها با میگساری را بیان میکند. شاعر از دل شکسته، عشق تلخ، و گذر زمان میگوید و در نهایت به دنبال آرامش در مستی و فراموشی است.
متن شامل مفاهیم عمیق عاشقانه و فلسفی است که ممکن است برای مخاطبان کمسنوسال قابل درک نباشد. همچنین، اشاره به میگساری و مستی نیاز به درک مناسب از این مفاهیم دارد.
شماره ۴۱ - چندم خراشی از سخن تلخ سینه را
چندم خراشی از سخن تلخ سینه را
آزار تا کی این دل چون آبگینه را ۱
انگیز خار خار دل ریش عاشقست
دادن بدست باد، گل عنبرینه را ۲
صبحست و در پیاله میی همچو آفتاب
ساقی بیار باقی نقل شبینه را ۳
در کش بحرف رفته قلم هر چه رفت رفت
ما لوح ساده ایم چه دانیم کینه را ۴
مستانه آمدی بکنار محیط فیض
پر کن فغانی از در مکنون سفینه را ۵
آزار تا کی این دل چون آبگینه را ۱
انگیز خار خار دل ریش عاشقست
دادن بدست باد، گل عنبرینه را ۲
صبحست و در پیاله میی همچو آفتاب
ساقی بیار باقی نقل شبینه را ۳
در کش بحرف رفته قلم هر چه رفت رفت
ما لوح ساده ایم چه دانیم کینه را ۴
مستانه آمدی بکنار محیط فیض
پر کن فغانی از در مکنون سفینه را ۵
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۴۰ - ای بر دلم زوعده ی خام تو داغها
گوهر بعدی:شماره ۴۲ - مدامت چهره گلگون از شراب لاله گون بادا
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.