خلاصه و ردهبندی سنی
15+
شاعر بیان میکند که رحمت الهی با وجود غرور فرد به سوی او میآید. او از اشکهایی میگوید که بر رخسارهاش جاری شده و اکنون به دلیل دوری معشوق، از سرش گذشته است.
متن دارای مفاهیم عاطفی و عرفانی است که درک آنها برای کودکان دشوار است. همچنین، استفاده از استعارهها و اصطلاحات ادبی نیاز به سطحی از بلوغ فکری دارد.
شماره ۱۵۴ - رحمت آید با همه مغروری تو
رحمت آید با همه مغروری تو
گر شرح دهم قصه مهجوری تو ۱
اشکی که ز رخساره من بگذشتی
اکنون ز سرم گذشته از دوری تو ۲
گر شرح دهم قصه مهجوری تو ۱
اشکی که ز رخساره من بگذشتی
اکنون ز سرم گذشته از دوری تو ۲
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۵۳ - ای خانه نه سپهر پرنور از تو
گوهر بعدی:شماره ۱۵۵ - باشد به مثل گر حاتم طی
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.