خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر در این بیتها از عشق و ایمنی دروغین سخن میگوید. او بیان میکند که با وجود عشق به یک شخص (یا چیز)، نه تنها جان و دل، بلکه دین خود را نیز از دست داده است، اما در نهایت متوجه میشود که این ایمنی و اطمینان دروغ بوده و مانند راهزن و دزد فریبنده است.
مفاهیم عمیق عرفانی و انتقادی موجود در متن ممکن است برای مخاطبان کمسنوسال قابل درک نباشد. همچنین، اشاره به از دست دادن دین و مقایسه عشق با راهزن و دزد نیاز به سطحی از بلوغ فکری دارد.
شماره ۱۴۶ - ز آن طره که ینست آن که زو هست ایمن
ز آن طره که ینست آن که زو هست ایمن
جان و دل و دین باخته بنشست ایمن ۱
معلومم شد که این دروغ است که هست
از راهزن و دزد و تهی دست ایمن ۲
جان و دل و دین باخته بنشست ایمن ۱
معلومم شد که این دروغ است که هست
از راهزن و دزد و تهی دست ایمن ۲
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۴۵ - در دل دو هزار مدّعا دارم من
گوهر بعدی:شماره ۱۴۷ - از عالم سفله ای پسر هیچ مخواه
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.