خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر بیان میکند که روزی که از قفس تن رها شود، میداند چرا اشک در چشمانش جمع شده است. او چشم به راه روز قیامت است تا دوباره جان بگیرد و آن را به معشوق نثار کند.
محتوا دارای مفاهیم عمیق عرفانی و مذهبی است که درک آن برای سنین پایینتر دشوار میباشد.
شماره ۱۲۱ - روزی که ز روح بند تن بردارم
روزی که ز روح بند تن بردارم
دانی ز چه باز دیده تر دارم ۱
تا بهر نثار تو ز نو جان یابم
من چشم براه روز محشر دارم ۲
دانی ز چه باز دیده تر دارم ۱
تا بهر نثار تو ز نو جان یابم
من چشم براه روز محشر دارم ۲
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۲۰ - ای آن که روی به کوی بیداد گرم
گوهر بعدی:شماره ۱۲۲ - چون خواهم دل ز دلستان برگیرم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.