خلاصه و رده‌بندی سنی 16+

شاعر از رنج‌های ناشی از دوستی با افراد ناباب و احساس تنهایی عمیق خود می‌گوید. او به‌حدی آسیب دیده که حتی یادآوری تنهایی نیز برایش دردناک است و در نهایت، با وجود تلاش‌هایش، تنها سیاهی و ناامیدی را تجربه کرده است.

متن حاوی مفاهیم عمیق عاطفی مانند ناامیدی، رنج و تنهایی است که درک آن‌ها برای مخاطبان جوان‌تر دشوار بوده و ممکن است بر روحیه آن‌ها تأثیر منفی بگذارد.

مشاهده کامل

شماره ۱۱۷ - از بس که زالفت خسان خون خوردم

از بس که زالفت خسان خون خوردم
تنهایی را چو یاد کردم مردم ۱

تا سایه بنا شدم بهر جا رفتم
با خود بختی سیه تر از شب بردم ۲
وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعل (وزن رباعی) قالب: رباعی تعداد ابیات: ۲ ۳۰۴
کانال گوهرین در ایتا
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۱۱۶ - گفتی که چرا بداخترت میگفتم
گوهر بعدی:شماره ۱۱۸ - هر چند که سعی در رضایت کردم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.