خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر از درد فراق و جدایی مینالد و از تأثیر این جدایی بر قلب و جان خود سخن میگوید. او از روزی که معشوق از چشم و جانش رفت یاد میکند و از حال دل خود پس از این جدایی میپرسد.
متن دارای مضامین عاشقانه و غمگین است که درک آن نیاز به بلوغ عاطفی دارد. همچنین، استفاده از استعارهها و زبان شعر کلاسیک ممکن است برای مخاطبان جوانتر دشوار باشد.
شماره ۶۴ - تا کی رخم از گلاب گلگون باشد
تا کی رخم از گلاب گلگون باشد
دل برکندم چند جگر خون باشد ۱
دی میرفتی ز چشم و جانم میرفت
رفتی ز دل امروز دلم چون باشد ۲
دل برکندم چند جگر خون باشد ۱
دی میرفتی ز چشم و جانم میرفت
رفتی ز دل امروز دلم چون باشد ۲
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۶۳ - چون کار تو دل شکستن من باشد
گوهر بعدی:شماره ۶۵ - آن چشم که فتنه دل و دین باشد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.