خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این شعر از سعدی بیانگر احساسات عمیق عاشقانه و درخواست کمک و دستگیری از معشوق است. شاعر از ناتوانی خود در برابر عشق و غم سخن میگوید و از معشوق میخواهد که او را دستگیر کند و از این بحران نجات دهد.
این شعر حاوی مفاهیم عمیق عاطفی و عاشقانه است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از زبان و اصطلاحات شعر کلاسیک فارسی نیاز به سطحی از بلوغ فکری و ادبی دارد.
غزل ۳۰۷ - دل برگرفتی از برم ای دوست دست گیر
دل برگرفتی از برم ای دوست دست گیر
کز دست میرود سرم ای دوست دست گیر ۱
شرط است دستگیری درمندگان و من
هر روز ناتوان ترم ای دوست دست گیر ۲
پایاب نیست بحر غمت را و من غریق
خواهم که سر برآورم ای دوست دست گیر ۳
سر مینهم که پای برآرم ز دام عشق
وین کی شود میسرم ای دوست دست گیر ۴
دل جان همیسپارد و فریاد میکند
کآخر به کار تو درم ای دوست دست گیر ۵
راضی شدم به یک نظر اکنون که وصل نیست
آخر بدین محقرم ای دوست دست گیر ۶
از دامن تو دست ندارم که دست نیست
بر دستگیر دیگرم ای دوست دست گیر ۷
سعدی نه بارها به تو برداشت دست عجز
یک بارش از سر کرم ای دوست دست گیر ۸
کز دست میرود سرم ای دوست دست گیر ۱
شرط است دستگیری درمندگان و من
هر روز ناتوان ترم ای دوست دست گیر ۲
پایاب نیست بحر غمت را و من غریق
خواهم که سر برآورم ای دوست دست گیر ۳
سر مینهم که پای برآرم ز دام عشق
وین کی شود میسرم ای دوست دست گیر ۴
دل جان همیسپارد و فریاد میکند
کآخر به کار تو درم ای دوست دست گیر ۵
راضی شدم به یک نظر اکنون که وصل نیست
آخر بدین محقرم ای دوست دست گیر ۶
از دامن تو دست ندارم که دست نیست
بر دستگیر دیگرم ای دوست دست گیر ۷
سعدی نه بارها به تو برداشت دست عجز
یک بارش از سر کرم ای دوست دست گیر ۸
این گوهر را بشنوید
خوانش
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۳۰۶ - ای پسر دلربا وی قمر دلپذیر
گوهر بعدی:غزل ۳۰۸ - فتنهام بر زلف و بالای تو ای بدر منیر
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.