خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر از درد عشق و رنجهای ناشی از آن میگوید و بیان میکند که چگونه عشق به معشوق، جگرش را خون کرده و دندانهایش را به جگر فشرده است. او این درد را بیدرمان میداند و تنها درمان را در سپردن جان به رشک میبیند.
متن دارای مضامین عاشقانه عمیق و احساسات پیچیده است که درک آن برای مخاطبان جوانتر ممکن است دشوار باشد. همچنین، استفاده از استعارههای شدید مانند 'خون شدن جگر' و 'فشردن دندان به جگر' ممکن است برای کودکان مناسب نباشد.
شماره ۳ - جانا از رشک می سپارم جان را
جانا از رشک می سپارم جان را
درمان این است درد بی درمان را ۱
دانی زچه در عشق تو خون شد جگرم
بسیار فشردم به جگر دندان را ۲
درمان این است درد بی درمان را ۱
دانی زچه در عشق تو خون شد جگرم
بسیار فشردم به جگر دندان را ۲
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۲ - زلف و رخ یار مبتلا داشت مرا
گوهر بعدی:شماره ۴ - با دیده ی بی خون که نبینم آن را
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.