خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر از فرار معشوق خود و رنجی که در این راه متحمل شده است، سخن میگوید. او از نادانی خود در انتظار وصال و سفید شدن روزگار صحبت میکند و در نهایت به این نتیجه میرسد که معشوق نیز روزی جزای رفتار خود را خواهد دید.
متن دارای مضامین عاشقانه و احساسی پیچیده است که درک آن برای نوجوانان و بزرگسالان مناسبتر است. همچنین، بیان غم و اندوه در شعر ممکن است برای کودکان قابل درک نباشد.
شماره ۲۴ - دلارامی که باکن رام بود از من رمید آخر
دلارامی که باکن رام بود از من رمید آخر
نمی دانم که آن بیهوده رنج از من چه دید آخر ۱
سیه کردم بدان خال سیه چشم و ندانستم
که اندر انتظار وصل خواهد شد سفید آخر ۲
کشیدم محنتش عمری و دامن در کشید از من
جزای آن چه با من می کند خواهد کشید آخر ۳
نمی دانم که آن بیهوده رنج از من چه دید آخر ۱
سیه کردم بدان خال سیه چشم و ندانستم
که اندر انتظار وصل خواهد شد سفید آخر ۲
کشیدم محنتش عمری و دامن در کشید از من
جزای آن چه با من می کند خواهد کشید آخر ۳
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۲۳ - بخت تارم سایه ای گر بر شب تار افکند
گوهر بعدی:شماره ۲۵ - ناصحا از عشق منع مکن بار دگر
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.