خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر از دلی غمگین و سیاه سخن میگوید که هرگز شادی را تجربه نکرده است. او احساس میکند که با وجود استعدادهایش، بخت یارش نبوده و هنرهایش به جای پیشرفت، باعث رنجش شدهاند. شاعر از این که تلاشهایش بیثمر ماندهاند، شکوه میکند.
متن حاوی مضامین عمیق عاطفی و ناامیدی است که درک آنها به بلوغ فکری و تجربهی زندگی نیاز دارد. همچنین، استفاده از استعارهها و مفاهیم انتزاعی ممکن است برای مخاطبان جوانتر دشوار باشد.
شماره ۲۱ - مرا دلی ست که هرگز ندیدم او را شاد
مرا دلی ست که هرگز ندیدم او را شاد
دلی سیاه تر از بخت اهل استعداد ۱
به خاک تیره هنرها نشانده اند مرا
مرا ز دست هنرهای خویشتن فریاد ۲
ازین چه سود که قدم کلید وار خمید
که بخت هرگز در روی من دری نگشاد ۳
دلی سیاه تر از بخت اهل استعداد ۱
به خاک تیره هنرها نشانده اند مرا
مرا ز دست هنرهای خویشتن فریاد ۲
ازین چه سود که قدم کلید وار خمید
که بخت هرگز در روی من دری نگشاد ۳
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۲۰ - کس چرا در قتل چون من بی کسی حیران بود
گوهر بعدی:شماره ۲۲ - کجا قاصد برم با نامه آن دلستان آید
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.