خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر در این متن از درد دوری و عشق ناکام مینالد، از دشمنیهای نابخشودنی و ترس از فراق سخن میگوید. او از عشق به عنوان اقلیمی یاد میکند که باید مطابق مراد یار بود و از داغ تازه بر سینه و گریههای دردناک دوری شکایت دارد.
متن حاوی مضامین عمیق عاشقانه و فلسفی است که درک آن برای نوجوانان و بزرگسالان مناسبتر است. همچنین، برخی از مفاهیم مانند درد دوری و دشمنیهای عمیق ممکن است برای کودکان قابل درک نباشد.
شماره ۶۱ - آفت صد دودمانی آتش صدخرمنی
آفت صد دودمانی آتش صدخرمنی
ساده لوحی بین که گویم دشمن جان منی ۱
بر مراد یار باید بود در اقلیم عشق
دشمنم با خویش چون دانم که با من دشمنی ۲
ترسم این الفت که دارد با گریبان دست من
در قیامت نیز نگذارد که گیرم دامنی ۳
زیب دیگر داد داغ تازه باغ سینه را
گاه باشد کز گلی رونق پذیرد گلشنی ۴
های های گریه درد دوری از جانم ببرد
دل که دوری پر کند خالی نسازد شیونی ۵
ساده لوحی بین که گویم دشمن جان منی ۱
بر مراد یار باید بود در اقلیم عشق
دشمنم با خویش چون دانم که با من دشمنی ۲
ترسم این الفت که دارد با گریبان دست من
در قیامت نیز نگذارد که گیرم دامنی ۳
زیب دیگر داد داغ تازه باغ سینه را
گاه باشد کز گلی رونق پذیرد گلشنی ۴
های های گریه درد دوری از جانم ببرد
دل که دوری پر کند خالی نسازد شیونی ۵
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۶۰ - خوشم که با لب او آشنا نشد سخنی
بعدی:قطعات
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.