خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر در این متن از عشق و مستی سخن میگوید و ارتباط آن با دیوانگی و بیماری عشق را بیان میکند. او به زیبایی معشوق و تأثیر آن بر خود اشاره دارد و از نقش چشمهای معشوق در مستی خود میگوید. همچنین، شاعر به افسانههای شبانه و دیوانگی عشق اشاره میکند.
متن دارای مفاهیم عمیق عاشقانه و استعاری است که درک آن به بلوغ فکری و تجربهی بیشتری نیاز دارد. همچنین، اشاره به مستی و دیوانگی ممکن است برای مخاطبان جوانتر نامناسب باشد.
شماره ۵۸ - می خورم می از برای گریه مستانه ای
می خورم می از برای گریه مستانه ای
ورنه از مستی چه خط دارد چو من دیوانه ای ۱
گر بود بیماری این حالی که دارد چشم یار
راحت آن باشد که بیماری بود در خانه ای ۲
هر کجا حسنی بود عشقی یست از ما سرمپیچ
هست گل را بلبلی و شمع را پروانه ای ۳
مستی ما را به می حاجت نباشد می کند
گردش چشم تو کار گردش پیمانه ای ۴
گفتمش دل گفت در زلف حال خویش گفت
می شنیدم در شب از دیوانه یی افسانه ای ۵
ورنه از مستی چه خط دارد چو من دیوانه ای ۱
گر بود بیماری این حالی که دارد چشم یار
راحت آن باشد که بیماری بود در خانه ای ۲
هر کجا حسنی بود عشقی یست از ما سرمپیچ
هست گل را بلبلی و شمع را پروانه ای ۳
مستی ما را به می حاجت نباشد می کند
گردش چشم تو کار گردش پیمانه ای ۴
گفتمش دل گفت در زلف حال خویش گفت
می شنیدم در شب از دیوانه یی افسانه ای ۵
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۵۷ - گفتگویت می دهد یاد از عتاب تازه ای
گوهر بعدی:شماره ۵۹ - تو چون هرگز غمی از خاطرم بیرون نمی کردی
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.