خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این شعر بیانگر حالات عاشقانه و دردهای عشق است. شاعر از دل دیوانه، اشکهای خونین، و مستی از پیمانه خود سخن میگوید. همچنین، حیرت از طولانی شدن افسانه عشق و بیگانگی نکردن با معشوق را توصیف میکند.
محتوا شامل مفاهیم عمیق عاشقانه و احساساتی است که ممکن است برای کودکان و نوجوانان کمسنوسال قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از استعارههای پیچیده و ادبی نیاز به سطحی از بلوغ فکری دارد.
شماره ۴۱ - ما پای در گل از دل دیوانه ی خودیم
ما پای در گل از دل دیوانه ی خودیم
ما غرق خون زچشم سیه خانه ی خودیم ۱
گلخن نمود بر سرما اشک ما خراب
پیوسته خود خراب کن خانه ی خودیم ۲
خون جگر خوریم و نگیریم می ز کس
یعنی همیشه مست زپیمانه خودیم ۳
عمری گذشت و شکوه زلفش نشد تمام
در حیرت از درازی افسانه خودیم ۴
عاشق تو را که بیند از آشنایی یست
ما ای حسن به هرزه نه بیگانه خودیم ۵
ما غرق خون زچشم سیه خانه ی خودیم ۱
گلخن نمود بر سرما اشک ما خراب
پیوسته خود خراب کن خانه ی خودیم ۲
خون جگر خوریم و نگیریم می ز کس
یعنی همیشه مست زپیمانه خودیم ۳
عمری گذشت و شکوه زلفش نشد تمام
در حیرت از درازی افسانه خودیم ۴
عاشق تو را که بیند از آشنایی یست
ما ای حسن به هرزه نه بیگانه خودیم ۵
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۴۰ - یاد آن روزی که یاری چون تو در برداشتم
گوهر بعدی:شماره ۴۲ - باورم آید اگر گوید جفا کمتر کنم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.