خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر در این اشعار از درد عشق و فراق سخن میگوید، از دل شکسته و جور یار و آسمان مینالد، و از اسارت دل در قفس زندگی شکایت میکند. با این حال، در پایان به نوعی رضایت و شادی از دوری یار اشاره میکند، چرا که خاک وجودش را لایق آستان معشوق نمیداند.
محتوا شامل مضامین عاشقانه عمیق و احساساتی است که درک آنها برای مخاطبان جوانتر ممکن است دشوار باشد. همچنین، استفاده از استعارهها و اصطلاحات ادبی پیچیده، درک متن را برای سنین پایینتر چالشبرانگیز میکند.
شماره ۳۲ - هرگز دل شکسته ما شادمان نبود
هرگز دل شکسته ما شادمان نبود
جور تو بود اگر ستم آسمان نبود ۱
نقش تو در ضمیر نفس چون فرو برم
هرگز نسیم محرم این گلستان نبود ۲
هرجا که بود مرغ دل ما اسیر بود
فرقی میانه قفس و آشیان نبود ۳
شادم که باد خاکم از آن آستانه برد
کاین خاک تیره در خور آن آستان نبود ۴
بردی دل از کنارم و من خوش دلم که دوش
گفتم غم تو با خود و دل در میان نبود ۵
کرد از شکاف سینه دلم، عرض حال خود
تقریر اشتیاق تو کار زبان نبود ۶
جور تو بود اگر ستم آسمان نبود ۱
نقش تو در ضمیر نفس چون فرو برم
هرگز نسیم محرم این گلستان نبود ۲
هرجا که بود مرغ دل ما اسیر بود
فرقی میانه قفس و آشیان نبود ۳
شادم که باد خاکم از آن آستانه برد
کاین خاک تیره در خور آن آستان نبود ۴
بردی دل از کنارم و من خوش دلم که دوش
گفتم غم تو با خود و دل در میان نبود ۵
کرد از شکاف سینه دلم، عرض حال خود
تقریر اشتیاق تو کار زبان نبود ۶
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۳۱ - دردا که یار بر سر لطف نهان نماند
گوهر بعدی:شماره ۳۳ - جان سپردیم و اسیریم درین دام هنوز
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.