خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر در این متن از درد هجران و جفای معشوق مینویسد. او از رنجهای عشق و زخمهای روحی و جسمی که تحمل کرده سخن میگوید و احساس میکند که این دردها او را به کلی دگرگون کردهاند.
متن حاوی مضامین عمیق عاشقانه و غمگین است که ممکن است برای مخاطبان کمسنوسال قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از استعارههای شدید مانند 'خون جگر' و 'زخم' ممکن است برای کودکان مناسب نباشد.
شماره ۳۰ - دیوار و در آلوده به خون جگرم کرد
دیوار و در آلوده به خون جگرم کرد
هجران تو شرمنده دیوار و درم کرد ۱
از لذت زخم آن مژه محرومی ما خواست
زان بیش که شمشیر زند بی خبرم کرد ۲
از عکس رخت در نظرم اشک به خون شد
آسوده ز آمیزش لخت جگرم کرد ۳
پروانه صفت سوختم و شمع ندیدم
خون در تن من شعلگی بال و پرم کرد ۴
امروز جفای تو زاندازه برون ست
تأثیر دگر دشمن آه سحرم کرد ۵
هجران تو شرمنده دیوار و درم کرد ۱
از لذت زخم آن مژه محرومی ما خواست
زان بیش که شمشیر زند بی خبرم کرد ۲
از عکس رخت در نظرم اشک به خون شد
آسوده ز آمیزش لخت جگرم کرد ۳
پروانه صفت سوختم و شمع ندیدم
خون در تن من شعلگی بال و پرم کرد ۴
امروز جفای تو زاندازه برون ست
تأثیر دگر دشمن آه سحرم کرد ۵
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۲۹ - به افسون بخت من چین از جبین باز نگشاید
گوهر بعدی:شماره ۳۱ - دردا که یار بر سر لطف نهان نماند
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.