خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن دربارهٔ عشق و رنجهای ناشی از آن است. شاعر بیان میکند که با ورود عشق به سینه، هوسها از بین میروند و آتش عشق همه چیز را میسوزاند. او از نگاه معشوق میگوید که همه را سوزانده و تفاوتی بین عاشق و هوسباز باقی نگذاشته است. در نهایت، شاعر اشاره میکند که دلش مرده و قفس شکسته است، زیرا دیگر مرغی در قفس باقی نمانده است.
متن دارای مفاهیم عمیق عاشقانه و رنجهای عاطفی است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از استعارهها و نمادهای پیچیده نیاز به سطحی از بلوغ فکری و تجربهٔ عاطفی دارد.
شماره ۲۸ - در سینه که عشق درآمد هوس نماند
در سینه که عشق درآمد هوس نماند
در وادی که آتشی افتاد خس نماند ۱
در سینه بود با تو نفس رشک داشتم
چندان کیدم آه که دیگر نفس نماند ۲
از هر طرف که می نگرم در مقابلی
زان چون گذشتم از تو نگه باز پس نماند ۳
دردا که از نگاه تو هرکس که بود سوخت
فرقی میان عاشق و صاحب هوس نماند ۴
تا دل نمرد چاک نزد یار سینه ام
اکنون قفس شکست که مرغ قفس نماند ۵
در وادی که آتشی افتاد خس نماند ۱
در سینه بود با تو نفس رشک داشتم
چندان کیدم آه که دیگر نفس نماند ۲
از هر طرف که می نگرم در مقابلی
زان چون گذشتم از تو نگه باز پس نماند ۳
دردا که از نگاه تو هرکس که بود سوخت
فرقی میان عاشق و صاحب هوس نماند ۴
تا دل نمرد چاک نزد یار سینه ام
اکنون قفس شکست که مرغ قفس نماند ۵
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۲۷ - دوزم شکاف سینه چو دل جلوه گاه کرد
گوهر بعدی:شماره ۲۹ - به افسون بخت من چین از جبین باز نگشاید
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.