خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این شعر از سعدی بیانگر عشق و علاقهی عمیق شاعر به معشوق است. شاعر از ناتوانی خود در کنترل احساساتش و از مقاومت معشوق در برابر عشق او سخن میگوید. او از درد عشق و ناکامیهایش مینالد و تأکید میکند که با وجود همهی رنجها، عشقش پایدار و تغییرناپذیر است.
این شعر حاوی مفاهیم عمیق عاطفی و عاشقانه است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از زبان و اصطلاحات ادبی کلاسیک نیاز به سطحی از بلوغ فکری و آشنایی با ادبیات فارسی دارد.
غزل ۲۹۰ - تو را سریست که با ما فرو نمیآید
تو را سریست که با ما فرو نمیآید
مرا دلی که صبوری از او نمیآید ۱
کدام دیده به روی تو باز شد همه عمر
که آب دیده به رویش فرو نمیآید ۲
جز این قدر نتوان گفت بر جمال تو عیب
که مهربانی از آن طبع و خو نمیآید ۳
چه جور کز خم چوگان زلف مشکینت
بر اوفتاده مسکین چو گو نمیآید ۴
اگر هزار گزند آید از تو بر دل ریش
بد از منست که گویم نکو نمیآید ۵
گر از حدیث تو کوته کنم زبان امید
که هیچ حاصل از این گفت و گو نمیآید ۶
گمان برند که در عودسوز سینه من
بمرد آتش معنی که بو نمیآید ۷
چه عاشقست که فریاد دردناکش نیست
چه مجلسست کز او های و هو نمیآید ۸
به شیر بود مگر شور عشق سعدی را
که پیر گشت و تغیر در او نمیآید ۹
مرا دلی که صبوری از او نمیآید ۱
کدام دیده به روی تو باز شد همه عمر
که آب دیده به رویش فرو نمیآید ۲
جز این قدر نتوان گفت بر جمال تو عیب
که مهربانی از آن طبع و خو نمیآید ۳
چه جور کز خم چوگان زلف مشکینت
بر اوفتاده مسکین چو گو نمیآید ۴
اگر هزار گزند آید از تو بر دل ریش
بد از منست که گویم نکو نمیآید ۵
گر از حدیث تو کوته کنم زبان امید
که هیچ حاصل از این گفت و گو نمیآید ۶
گمان برند که در عودسوز سینه من
بمرد آتش معنی که بو نمیآید ۷
چه عاشقست که فریاد دردناکش نیست
چه مجلسست کز او های و هو نمیآید ۸
به شیر بود مگر شور عشق سعدی را
که پیر گشت و تغیر در او نمیآید ۹
این گوهر را بشنوید
خوانش
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۲۸۹ - آن نه عشق است که از دل به دهان میآید
گوهر بعدی:غزل ۲۹۱ - آنک از جنت فردوس یکی میآید
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.