خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن شعری عاشقانه و عارفانه است که در آن شاعر از عشق و فراق یار مینالد و از دنیا و مال دنیوی چشمپوشی میکند. او از بخت بد و ناآگاهی دیگران از حال خود شکایت دارد و عشق خود را به شاهد (معشوق) بلندبالا توصیف میکند. شاعر از اشکها و آههای خود میگوید و اشاره میکند که معشوقش گاهی اشکآلود و گاهی خوشچهره است.
این شعر دارای مفاهیم عرفانی و عاشقانهای است که درک آن برای مخاطبان زیر 16 سال ممکن است دشوار باشد. همچنین، برخی از مضامین مانند فراق و اندوه نیاز به بلوغ عاطفی دارد.
شماره ۲۰ - مطلب هرکس که بینی مالی و جاهی بود
مطلب هرکس که بینی مالی و جاهی بود
ترک مال و مطلب دنیا مرا شاهی بود ۱
بخت معذور است گر از حال ما آگاه نیست
خفته را از حال بیداران چه آگاهی بود ۲
می کشد یارم بجرم آن که می خواهی مرا
چون زیم جایی که تقصیرم نکوخواهی بود ۳
شاهد بالا بلندم چون خرامد سوی باغ
سرو اگر پیشش نیارد سجده کوتاهی بود ۴
آب چشمم تا به ماهی رفت و آهم تا به ماه
شاهد سوز درونم ماه تا ماهی بود ۵
گفت در عشقم نه ی یک رنگ پرسیدم چرا
گفت شاهد اشک آل و چهره ی گاهی بود ۶
ترک مال و مطلب دنیا مرا شاهی بود ۱
بخت معذور است گر از حال ما آگاه نیست
خفته را از حال بیداران چه آگاهی بود ۲
می کشد یارم بجرم آن که می خواهی مرا
چون زیم جایی که تقصیرم نکوخواهی بود ۳
شاهد بالا بلندم چون خرامد سوی باغ
سرو اگر پیشش نیارد سجده کوتاهی بود ۴
آب چشمم تا به ماهی رفت و آهم تا به ماه
شاهد سوز درونم ماه تا ماهی بود ۵
گفت در عشقم نه ی یک رنگ پرسیدم چرا
گفت شاهد اشک آل و چهره ی گاهی بود ۶
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۹ - یار شادان رفت و با خود جان ناشادم نبرد
گوهر بعدی:شماره ۲۱ - اگر خاک سر کویش که بر خونم شرف دارد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.