خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این شعر از درد عشق و رنجهای ناشی از آن سخن میگوید. شاعر از بیتوجهی معشوق، سنگدلی او و رنجهای عاطفی خود مینالد. همچنین، به مفاهیمی مانند اسارت در عشق، ناتوانی در رهایی و مرگ عاشقانه اشاره دارد.
محتوا شامل مفاهیم عمیق عاطفی و عاشقانه است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، برخی از مضامین مانند رنج عشق و مرگ نیاز به بلوغ فکری دارد.
شماره ۱۸ - ز ضعف تن مژه ام را بهم رسیدن نیست
ز ضعف تن مژه ام را بهم رسیدن نیست
نبستن مژه از مرده بهم دیدن نیست ۱
خوشم به سنگدلیهای او که درد مرا
دل ار نه سنگ بود، طاقت شنیدن نیست ۲
مرا جفای تو پا بسته تر کند، آری
چو پر بسوزد پروانه را پریدن نیست ۳
بخون طپیدن بسمل، یقین نمود مرا
که بعد کشته شدن نیز آرمیدن نیست ۴
چه شد که از رخ او گل نچیده ام کان گل
برای زینت باغست، بهر چیدن نیست ۵
تأسفت که بر روزگار رفته خورد
برای کشته شدن صید را طپیدن نیست ۶
چگونه آه کشم، کانچنان گرفتارم
بدست غم که مجال نفس کشیدن نیست ۷
نبستن مژه از مرده بهم دیدن نیست ۱
خوشم به سنگدلیهای او که درد مرا
دل ار نه سنگ بود، طاقت شنیدن نیست ۲
مرا جفای تو پا بسته تر کند، آری
چو پر بسوزد پروانه را پریدن نیست ۳
بخون طپیدن بسمل، یقین نمود مرا
که بعد کشته شدن نیز آرمیدن نیست ۴
چه شد که از رخ او گل نچیده ام کان گل
برای زینت باغست، بهر چیدن نیست ۵
تأسفت که بر روزگار رفته خورد
برای کشته شدن صید را طپیدن نیست ۶
چگونه آه کشم، کانچنان گرفتارم
بدست غم که مجال نفس کشیدن نیست ۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۷ - لب ز کوثر ترنمی سازیم ما تا آن آتش است
گوهر بعدی:شماره ۱۹ - یار شادان رفت و با خود جان ناشادم نبرد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.