خلاصه و ردهبندی سنی
15+
این متن شعری است که به ستایش و توصیف یک مکان مقدس یا فردی بزرگ میپردازد. شاعر از عظمت و تأثیر این مکان یا فرد سخن میگوید و بیان میکند که بدون وجود او، فتنه و ناامنی گسترش مییابد. همچنین، شاعر از آسمان و کهکشان به عنوان نمادهایی برای نشان دادن بزرگی این مکان یا فرد استفاده میکند و در پایان، از کوتاهی دست آسمان در رسیدن به این آستان سخن میگوید.
متن دارای مفاهیم عرفانی و استعاری است که ممکن است برای کودکان و نوجوانان کمسنوسال قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از واژگان و تشبیهات پیچیده ممکن است برای گروههای سنی پایین نامفهوم باشد.
شماره ۱۸ - ای مکان پاسبانانت فراز آسمان
ای مکان پاسبانانت فراز آسمان
زآسمان تا آستانت از زمین تا آسمان ۱
گر نبودی زهر چشمت فتنه گستردی بساط
ور نبودی نوش خندت امن برچیدی دکان ۲
آسمان خواهد که ره یابد به بام قدر تو
زان سبب بر دوش دارد نردبان از کهکشان ۳
هست بر جاگر جوانی گیرد از سر روزگار
اندرین دوران که هم خانست و هم بختش جوان ۴
چند روزی جای ده بر آستان خود مرا
زآن که کوتاه ست دست آسمان زین آستان ۵
زآسمان تا آستانت از زمین تا آسمان ۱
گر نبودی زهر چشمت فتنه گستردی بساط
ور نبودی نوش خندت امن برچیدی دکان ۲
آسمان خواهد که ره یابد به بام قدر تو
زان سبب بر دوش دارد نردبان از کهکشان ۳
هست بر جاگر جوانی گیرد از سر روزگار
اندرین دوران که هم خانست و هم بختش جوان ۴
چند روزی جای ده بر آستان خود مرا
زآن که کوتاه ست دست آسمان زین آستان ۵
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۷ - شد چنان گرم جهان ز آمدن تابستان
گوهر بعدی:شماره ۱۹ - باد نوروز آمد و آورد بوی یاسمین
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.