این متن شعری است که به توصیف قدرت و مهارت یک شکارچی (احتمالاً شاه یا قهرمانی مانند رستم) در شکار حیوانات مختلف از جمله پلنگ، گوزن، قوچ و دیگر جانوران میپردازد. همچنین، از عناصر طبیعی مانند بهار و زمستان و تأثیر تیرهای شکارچی بر روی طبیعت صحبت میکند. در بخشی از شعر، به داستان پیل مست و تیر رستم اشاره شده که نشاندهندهی ارتباط این متن با اسطورهها و داستانهای حماسی است.
این متن به دلیل استفاده از زبان شعری کلاسیک و اشاره به مفاهیم حماسی و اسطورهای، برای مخاطبان نوجوان و بزرگسال مناسب است. همچنین، درک برخی از اشارات تاریخی و ادبی موجود در متن ممکن است برای کودکان دشوار باشد.
شمارهٔ ۱۰۹ - در تیر زدن شاه مبرور بر پلنگ
در کجا در کوهساران از چه از خون پلنگ ۱
در بهاران نی عجب گر لاله می روید زخاک
در زمستان تیر خسرو لاله رویاند زسنگ ۲
یک تنه شه می کند صید پلنگان جفت جفت
هم چنان کز خیل مرغان شاهباز تیز چنگ ۳
داستان پیل مست و تیر رستم تازه شد
زان چه در کار پلنگان کرد با تیر تفنگ ۴
بازوی صید افکنش شد شُهره در صید افکنی
در همه اقطار ایران تا به اقصای فرنگ ۵
شب به عشرت تاز و در هر روز صیدی تازه کن
گه گوزن و گاه قوچ و گه پلنگ و گاه رنگ ۶
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.