این متن یک شعر عرفانی و مدحی است که به ستایش پیامبر اسلام (ص) و جایگاه والای ایشان در هستی میپردازد. شاعر با استفاده از مفاهیم عرفانی و دینی، پیامبر را به عنوان اصل هستی، عقل اولی، ختم انبیا و هادی امتها معرفی میکند. همچنین به معجزات و فضایل ایشان مانند شق القمر اشاره شده است. در پایان، شاعر به ولایت اهل بیت (ع) و نعمتهای الهی اشاره کرده و درود بیپایان بر پیامبر و عترت ایشان میفرستد.
متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و دینی است که درک آن برای سنین پایینتر دشوار میباشد. همچنین استفاده از اصطلاحات تخصصی عرفانی و فلسفی نیاز به سطحی از بلوغ فکری دارد.
شمارهٔ ۶۷ - در نعت و منقبت عقل اول و پیغمبر آخر حضرت خاتم النّبیّین صلی الله علیه و آله و سلم
نتوان حدوث ذات تو را فرق از قدم ۱
با نسبت وجود تو هستی کائنات
مانند هستی قطرات است نزد یَم ۲
«لَولاکَ لَما خَلَقتُ اللَفلاکَ» در ثبات
ای خسرو «لعمرک» به سرود ذوالکرم ۳
هستی تو اصل هستی و دفتر وجود
هستند فرع ذات تو اشیا، زبیش و کم ۴
عنوان نگار نامه ی هستی تو بوده ای
زآن پیشتر که خلق شود لوح با قلم ۵
تو عقل اولی و نخستین عطای حق
تو ختم انبیایی و تو هادی اُمَم ۶
شاها به یک اشاره ی ابروی تیغ تو
گردید راست، رایت دین، پشت کفر خم ۷
افزون تو و مقام تو ز ادراک ماسوی
این بهترین سلاله ی ارواح محترم ۸
در بندگی تو «ان عبد» همی سرود
شاهی که ذات او به خدایی است متهم ۹
جایی که جبرییل امین را نبود راه
رفتی برون نهادی از آنجای هم قدم ۱۰
حَیَّ عَلَی الصَّلوة: و حَیَّ عَلَی الفَلاح
فرخنده ذکر مهد تو بوده است، دمبدم ۱۱
باقی بود زمان تو تا رستخیز
نی نی خطا سرودم در رستخیز هم ۱۲
شق القمر نمودی و زین معجز شگفت
بر گنبد سپهر زرفعت زدی علم ۱۳
گاه ولادت تو شد آثار بس پدید
و آن جمله بر صحیفه ی عالم بود رقم ۱۴
گسترده خوان جود تو در عرصه ی وجود
آن سان که حرص گشته از آن ممتلی شکم ۱۵
شد نعمت ولای تو و اهل بیت تو
ما را نصیب از کرم سابغ النعم ۱۶
از فر خجسته اسم تو احمد گرفته زیب
فرخ کتاب ایزدی ای شاه محتشم ۱۷
عاجز بود زبان «محیط» از ثنای تو
ای بهترین سلاله ی ارواح محترم ۱۸
بر ذات فرخ تو و فرخنده عترتت
بادا درود بی حد تا حشر دمبدم ۱۹
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.