این متن شعری است که به بیان احساسات شاعر دربارهی روزهای خوش گذشته، عشق، فراق، و مسائل عرفانی و اخلاقی میپردازد. شاعر از یادآوری ایام خوش، عشق و وفاداری، و همچنین از درد فراق و ناپایداری دنیا سخن میگوید. در بخشی از شعر، به مسائل عرفانی و اخلاقی مانند ترک عشق از دید واعظ شهر اشاره میشود، اما شاعر به آن توجهی نمیکند. همچنین، اشارهای به امام سجاد (ع) و صبر ایشان در برابر مصائب شده است.
متن دارای مضامین عرفانی و احساسی عمیق است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، برخی از مفاهیم مانند فراق و مصائب زندگی نیاز به بلوغ فکری دارد.
شمارهٔ ۷ - مزیّن به مدح حضرت علی بن الحسین علیه السلام
یاد آن ایام خوش، کین اتفاق افتاده بود ۱
بهره ای کز عمر خود بردیم، این اوقات بود
که اتفاق صحبت اهل وفاق افتاده بود ۲
با خیالش بس که مشغولم ندانستم به عمر
کی وصالش اتفاق و کی فراق افتاده بود ۳
عَقد اُلفت نو عروس دهر با هرکس به بست
از نخستین روز در فکر طلاق افتاده بود ۴
واعظ شهرم به ترک عشق دعوت می نمود
لیک نشنیدم که بس تکلیف شان افتاده بود ۵
دوش در بزم از فروغ جام و عکس چهر یار
مهر و مه را خوش قرانی اتفاق افتاده بود ۶
دست گر نگرفته بودش همت خاصان شاه
دل زپا از کید ارباب نفاق افتاده بود ۷
سید سجاد زین العابدین چارم امام
آن که با غم جفت و از هر عیش طاق افتاده بود ۸
آن مریض عشق کو را تلخی زهر بلا
در هوای دوست شیرین در مذاق افتاده بود ۹
کاش آن ساعت که از تاب تبش می سوخت تن
لرزه بر ارکان این نیلی رواق افتاده بود ۱۰
بار دادندی اگر حجاب درگاهش «محیط»
هم چو عرش آنجای با صد اشتیاق افتاده بود ۱۱
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.