در این متن، نبردی حماسی بین دو جنگجو توصیف شده است. یکی از آنها (بدو) با فریادهای تهدیدآمیز به دیگری (زنگی دیوچهر) حمله میکند و با گرز خود ضربهای مهلک به سر او میزند که باعث مرگش میشود. پس از کشته شدن زنگی، هیتال (احتمالاً یکی از همراهان یا رهبران) متوجه مرگ او میشود و از غم و خشم، خون میگرید و سرش را میگیرد. متن با اشاره به تغییر بخت و پایان نبرد به پایان میرسد.
این متن دارای صحنههای خشونتآمیز و توصیفات جنگ است که ممکن است برای کودکان مناسب نباشد. همچنین، استفاده از زبان کهن و ادبیات حماسی نیاز به درک بالاتری دارد که معمولاً از نوجوانی به بعد توسعه مییابد.
بخش ۳۰ - کشته شدن بلال بدست نسناس زنگی گوید
بگیری زمن دستبردی بدهر ۱
چنانت ز میدان فرستم بدر
که بر تو بگریند مام و پدر ۲
بگفت این و برداشت گرز کشن
بغرید ماننده اهرمن ۳
بزد بر سر گرد نسناس تیز
مر آن گرز کین همچو الماس تیز ۴
فتاد از بر فیل بر خاک خوار
به یک گرز برگشت از کارزار ۵
چو هیتال دید آن رقیب سپاه
که شد کشته بلال در رزمگاه ۶
ز سر شهپر خسروی برگرفت
ببارید خون دست بر سر گرفت ۷
چو برگشت بخت از من خاکسار
چو شد کشته بلال خنجر گزار ۸
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.