خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر از شکسته شدن وعدهها و عهدشکنی معشوق شکایت میکند و اشاره میکند که چشم معشوق تا صبح باز بوده و از تغییرات دنیا تعجب نمیکند. شاعر میگوید که او خوی معشوق را میگیرد و معشوق به عادتهای او خو میگیرد.
متن دارای مفاهیم عاطفی و انتزاعی است که درک آن برای کودکان دشوار است و بیشتر مناسب نوجوانان و بزرگسالان است.
شماره ۸۹ - دی وعده خلاف کردم ای عهد شکن
دی وعده خلاف کردم ای عهد شکن
چشم تو نخفت تا بروز روشن ۱
نشگفت گر از گردش چرخ توسن
من خوی تو میگیرم و تو عادت من ۲
چشم تو نخفت تا بروز روشن ۱
نشگفت گر از گردش چرخ توسن
من خوی تو میگیرم و تو عادت من ۲
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۸۸ - اکنون که فلک بقصد من بست میان
گوهر بعدی:شماره ۹۰ - جز در سر زلف تو نیاساید جان
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.