خلاصه و ردهبندی سنی
15+
شاعر در این متن بیان میکند که در زمان دوری از معشوق از جان خود میترسید، اما اکنون که به وصال رسیده، همان اندازه ترس دارد. او قبلاً از زبان دشمنان میترسید، اما امروز از نگاه دوستان نیز هراسان است.
این متن دارای مفاهیم عاطفی پیچیده و احساسات عمیق است که درک آن برای کودکان دشوار بوده و بیشتر مناسب نوجوانان و بزرگسالان است که توانایی تحلیل احساسات پیچیده را دارند.
شماره ۷۵ - در هجر تو گفتم که ز جان میترسم
در هجر تو گفتم که ز جان میترسم
وصل آمد و من هم آنچنان میترسم ۱
دی خود ز زبان دشمنان ترسیدم
امروز ز چشم دوستان میترسم ۲
وصل آمد و من هم آنچنان میترسم ۱
دی خود ز زبان دشمنان ترسیدم
امروز ز چشم دوستان میترسم ۲
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۷۴ - گفتم که بزلف در کجا دارم دل
گوهر بعدی:شماره ۷۶ - در فرقت تو دلی پر از خون دارم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.