خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن به بیان درد و رنج ناشی از عشق و جدایی میپردازد. شاعر از عشق به عنوان دردی بیدرمان، از جان بیجانان، از صبح بیوصال و از شبی بیپایان سخن میگوید که همگی نشاندهندهی اندوه و ناامیدی عمیق هستند.
متن حاوی مفاهیم عمیق عاطفی و غمگینانه است که درک آنها ممکن است برای کودکان و نوجوانان کمسنوسال دشوار باشد. همچنین، این نوع شعرها معمولاً برای مخاطبانی با درک بالاتر از عواطف انسانی مناسب هستند.
شماره ۷ - ای عشق چه دردی تو که درمانت نیست
ای عشق چه دردی تو که درمانت نیست
ای جان به چه زندهای که جانانت نیست ۱
ای صبح نه وصلی تو که پیدا نشوی
ای شب نه غم منی که پایانت نیست ۲
ای جان به چه زندهای که جانانت نیست ۱
ای صبح نه وصلی تو که پیدا نشوی
ای شب نه غم منی که پایانت نیست ۲
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۶ - روئیست چو ماه عنبرآمیز او را
گوهر بعدی:شماره ۸ - یکباره ز ما فلک فراغت دادت
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.