خلاصه و ردهبندی سنی
16+
در این متن، شاعر از عشق و تناقضهای آن سخن میگوید. او از یار خود یاد میکند که هم دلنشین است و هم بدخو، و این تناقض باعث میشود نتوان او را نه دوست کامل و نه دشمن خواند.
متن دارای مفاهیم عاطفی پیچیده و تناقضهایی است که درک آنها به بلوغ فکری و تجربهی عاطفی نسبتاً بالایی نیاز دارد.
شماره ۴ - یاری که دل منست مسکن او را
یاری که دل منست مسکن او را
هر لحظه بهانه ایست با من او را ۱
زانجا که جمال اوی و بدخوئی اوست
نی دوست توان خواند و نه دشمن او را ۲
هر لحظه بهانه ایست با من او را ۱
زانجا که جمال اوی و بدخوئی اوست
نی دوست توان خواند و نه دشمن او را ۲
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۳ - هر چند ز بهر چون تو جانانی را
گوهر بعدی:شماره ۵ - ای دوست چنین مکن فرامشت مرا
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.