خلاصه و رده‌بندی سنی 16+

شاعر در این شعر از درد دل و اندوه خود سخن می‌گوید و آرزو می‌کند که کسی درد او را درک کند. او از بی‌توجهی معشوق و ناله‌های بی‌پاسخ خود می‌نالد و امیدوار است که دل معشوق نرم‌تر شود. همچنین، شاعر به مشکلات و ناملایمات زندگی اشاره می‌کند و از بخت ناخوشایند خود شکایت دارد.

متن شامل مفاهیم عاطفی عمیق و اندوه‌آلود است که ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از استعاره‌ها و اصطلاحات شعر کلاسیک نیاز به سطحی از بلوغ فکری و ادبی دارد.

مشاهده کامل

شماره ۱۷۳ - آه ار ترا ز درد دل من خبر شدی

آه ار ترا ز درد دل من خبر شدی
این انده دراز مگر مختصر شدی ۱

چندان سخن که دوش بگفتم زحال خویش
آخر چه بودی ار سخنی کارگر شدی ۲

چشم تو گر نبودی بیمار تیر او
چون بردلی زدی هم از انسوبدر شدی ۳

دوش ارزجور تو دلم آهی زدی ز درد
والله که کارو بار تو زیر وزبر شدی ۴

گفتی از آه تو نشود آینه سیاه
غره مشو چنین تو چه دانی مگر شدی ۵

چندین هزار لابه که من میکنم بتو
یارب چه بودی ار دل تو نرمتر شدی ۶

تو خفته چو بخت من ایدوست ورنه دوش
زان ناله های زار ترا هم خبر شدی ۷
کانال گوهرین در ایتا
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۱۷۲ - سر آن داری با ما که بصحرا آیی
بعدی:رباعیات
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.